دو بیت خاطره...

تو؛من..؛صدای مبهم یک مشت خاطره!
شعری  شبیه ماندن من  پشت پنجره!
چشم انتظار ثانیه هایی که نیستند....
من ــخط فاصله ـــ تو...هه!چه مسخره!
 

 ****


امشب کنار فاصله ها گریه میکنم
بی اعتنا به هلهله ها گریه میکنم
رفتن مساوی ازدست رفتن......؟
دربهت این معادله ها؛گریه میکنم!

/ 3 نظر / 14 بازدید
افسانه

گره هر گره ای را می شود باز کرد اگر با دست نشد با دندان حتما می شود اما امان از وقتی که دل کسی" گره گیر " خودش شود.

دوست دلها

مرور خاطرات... هرچند كه همين الان هم خاطره اي است، و آدمي، خوش به خاطر فرا خواندن همه خاطراتش، و خواب، از اينكه آنچه مي تواند بسازد، همين الاني است كه خاطره سال هاي آينده اش مي گردد... فاصله! فاصله اين خاطره با آن خاطره، رفتن از اين خاطره، به كدامين خاطره؟ و چشم انتظار، كه بازهم، بيايد روزي كه خاطره فاصله هاي دور و نزديك را، به رخ امروز زاينده خاطرات كشانيم... و اينجاست، كه غرق در آنچه مي گرديم كه خود مي سازيمش! تسلسلي همشگي...

مریم توفیقی

سلام سمانه ی عزیزم خیلی زیبا مسرایی . خیلی لطیف . با قلم دلت ... ممنون که عابر کوچه هایم شدی بی بی خانم.